قاطی کردم

نمی دونم چند وقته به این حالت افتادم حوصله کاری رو ندارم حتی در بردن کوچولم به مهد هم تنبلی می کنم .کارم شده فیلم دیدن و بازی پسررم هم شده پای تلویزیون و سی دی نشستن نه باهاش بازی می کنم ونه حرفی..

نمی ددونم شاید به خاطر تغییر مکان خونه است الان تو جایی هستم که خیلی دوستش ندارم نمی دونم تمام فعالیت هام ترک کردم و کار خاصی ندارم

از خودم خوشم نمی یاد البته این حالت ها ثابت نیست نوسان داره یک روز خوبم یک روز اصلا

می دونم باید شروع کنم اما از اونجایی که پشتکار درست و حسابی ندارم تا یک جایی می رم بعد همه چی را به حال خود فرو می رم الان شبیه د ختر بچه هایی شدم که دلش می خواهد تو کتاب فرو بره و با شخصیت کتاب هاش زندگی کنه نمی دونم به هر حال الان این طوریم

 شاید دوباره امدم اینجا که برام شروعی دوباره باشه اومدم اینجا که برای خودم گزارش روزانه بنویسم و کمی دست از این رخوت و تنبلی بردارم به هر می رم جلو ببینم چی پیش می یاد

 

/ 0 نظر / 28 بازدید