نکنید این کار رو

کادر می زدند خونم در نمی اومد. تولد بچه جاری ام بود نه بابا حرف های خاله زنکی نیست نه کسی چیزی گفت نه می گه.

رابطه بین من و خانواده شوهرم بر پایه احترام دو طرفه است و دوستشون دارم .

به هر حال کارد می زدی خونم در نمی آمد آخه این دو تا مامانی های محترم چه مامان خودم و همسری ، هر وقت پسرم گریه می کنه یا خواسته ای دارد اجابت می کنند، بابا فکر من را هم بکنید .

آخ برای من عجیب که گریه خنگولم را نمی توانند تحمل کنند اما می توانندچیپس ،شکلات ،بستنی یخی و از همه فاجعه امیزتر پفک  خوردنش را ببینند .نه نگید مگه چیه! به عقیده من  پفک مثل سمی می مونه که ذره ذره وارد بدن می شه .آخه یکی نیست بگه بچه از گریه کردن نمی میره اما از هله هوله خوردن یک بلایی سرش می یاد.

تو رو خدا نذارید بچه هاتون حداقل تا سنی که خودش بره بخره از این چیزها بخوره یا حداقل مشوقش نباشید. برام عجیب که سر چنین مساله ای کسی جز همسر محترم  حمایت نمی کنه.

آخ آخ داشتم می گفتم تو مهمونی پسرم متوجه شده بود جلوی من راحت نمی تونه پفک برداربرای همین پسر یک سال و 8 ماهه ام وقتی می دید در کنارش نیستم می رفت پفک برمی داشت و یواشکی می رفت تو اتاق تاریک دخترعموش و پفک را می خورد.

آره می دونم باید کلی از این حرکت با مزه خندید اما باید مادر بود تا حس کرد چنین کار یواشکی از طرف پسرکتون و از ترس شما چقدر برام درد اور بود .

انوقت دوست مادر شوهرم میگه مگه خودت نمی خوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا جون آخه من مگه یک سالمه یا مگه جلوی این بچه از  این جور چیزها می خورم  یا مگه برای لجبازی با کسی میگم نخوره .

مامان یا مادرشوهرم البته بیشتر مادرشوهرم هر وقت این بچه خنگ از این خواسته های نامشروع داشته باشه رو به من می کنند و می گه مادر آخه می خواهد ووووووووووووووووووایاگه چاقو هم بخواهد بهش می دید؟

بگذریم مامانی های خنگول من دوستتون دارم ولی بالا غیرتا نکنید این کار رو با من سکته می کنم، خونم میافته گردن شماهاااااااااااااااا

 

/ 1 نظر / 27 بازدید
سودابه

بابا يه كم كوتاه بيا عزيزم.من هم پفك دوست دارم.شايد اگه بياريش خونه ما ، من و اون شيطون كوچولو چون سلايق مشتركي داريم از قرار ، بيشتر با هم كنار بياييم!!!! پارساجونم برات پفك بيارم ؟!!!!