تاری چند؟

من که باورم نمی شه اما وقتی پول را دادم ببخشید ها از شیر فهم هم اونوتر شدم .

چندی است تبلیغ آرایشگاه تخصصی کودکان را دیدم که ای کاش نمی دیدم  نه از اینجا باید شروع کنم که تو این یک سال و اندی من یک بار بیشتر موهای این یک ذره ای را کوتاه نکردم اون هم در آرایشگاه زنونه و از مدلی که سر پسمرمو زد خوشم نیومد .

گلاب بروتون شبیه بهروز وثوقی تو فیلم" سوت دلان "شده بود.( هرچی اون خوابیده عمر پسملم  باشه)

باری به هر جهت تصمیم گرفتم که موهاشو نزنم به نظرم  موی بلند جذاب تر بود اما از اون جایی که علف فقط به دهن بزی شیرینه نه بقیه ،اطرافیان بخصوص پدر محترم بنده به عنوان گروه فشار هی می گفتند که برو سر این بچه را کوتاه کن وگرنه ما خودمان...............

خلاصه ما هم گفتیم این طفل ما یک دانه است دیگه .به آرایشگاه تخصصی یک ذره ای ها زنگ زدیم و با توجه به اینکه باید وقت قبلی می گرفتیم زمان را تعیین کردیم . البته چون آرایشگاه مجهز به آتلیه هم بود گفتیم تا اون جا که داریم می ریم چند تا عکس هم از پسرمون بندازیم چون تا حالا آتلیه وقت نشده بود که ببریمش .(شما که می دوننید وقت نشده بود فقط مشکل ذیقه وقت بود نه چیزه دیگه)

از خانم محترم پشت تلفن هزینه سلمونی را هم پرسیدم و او گفت بین 10 تا 17 هزارتومان هست بستگی به مدلش داره.

با خودم فکر کردم سر این یک ذره ای فقط یک مرتب کردن می خواهد نه بیشتر پس ما از اون 10 تومنی هاش را می خواهیم .

خلاصه و القصه چند دست لباس برای خودمو پسرو پدر برداشتیم که بعدش عکس یادگاری بیندازیم . آهان تا یادم نرفته این را هم خدمتون عرض کنم که در عکس تبلیغاتی آرایشگاه مذکور  بچه ها در صندلی هایی که به شکل ماشین هست جلوس می کنند و از آنجایی که خنگول بنده عاشق ماشین و از این حرفهاست ما دو تا خنگ فکر کردیم که ماجرای بی درد سری برای کوتاهی یک مشت مو داریم اما غافل از اینکه...........

بله ما به آرایشگاه مذکور در مجتمعی باکلاس رسیدم و وارد آرایشگاه شدیم در اون آراشگاه 5-6 تا ماشین به رنگها و مدل های مختلف بود محیط کودکانه و دوست داشتنی حتی شیر آب بچه هاخرطوم فیل بود. تازه کلی فیلم خاله ستاره و پنگول و غیرو برای بچه ها موجود بود.

از اونجایی که وقتی به یک محیط جدید می رسیم پسرم زره و گاردشو تن می کنه و مثل عسل شیرین می شه به من باباش چسبیدو از بغلمون پایین نیومد.

ووووووووووووووووووووووووووووووای

این همه راه بیا که این بچه از ذوق ماشین ها ،فیلم هندی در نیاره  اما نشد.شما تصور کن سه تا آرایشگر که دختر های ترگل و رگل بودند ناز این آقا می کشیدند به هر سازی اش می رقصیدند که بذاره دستی به موهاش بزنند اما نمی ذاشت.بله پسرک من نشسته در بغل بنده با جیغ و فغان بسیار یک مشت موی خود را یک ساعت و اندی طول کشید که زد.

موقع حساب کردن هم 17 هزارتومن ناقابل سلفیدیم و نپرسیدیم مدل معمولی چرا 17 هزارتومان .

با تنی خسته به طبقه بالا رفتیم برای  عکس. سخن کوتاه کنم که ما دو تا خنگ با همان لباس هایی که تنمان بود عکس سه نفره انداختیم و پسرمان هم فقط یک دست لباس عوض کرد .البته کلی عکس با پوشک بین دو تعویض ازش انداختیم .

باز شانس اوردیم که پسرمون از عکاس خوشش اومده بود و اجازه داد که همین چند تا دونه را هم بگیره و باز جای شکرش باقی هست که اونجا سبدی پر از توپ بود تا این یک ذره ای به هوای توپها در کادر بیاستد. هرچند که در تمام عکس ها توپ موجود است. همین را بس که ساعت 2 وارد آرایشگاه شدیم و ساعت 6 با تنی خسته برای یک مشت مو و چند دانه عکس خارج شدیم و گشنه و تشنه به دنبال جایی برای سیر شدن در این شهر رهسپار شدیم . راستی شوهرم دوست نداره کسی بفمه که ما چه قدر  پول یک مشت مو دادیم چون میگه احساس حماقت می کنم .منم به کسی نمی گم رفتیم و امدیم با پول عکس و ناهار 200 هزار تومنی پیاده شدیم شما هم نگید چشمک

 

 

/ 11 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر بابا

ای بابا من توی تگ قبلی کلی چیز نوشته بودم چون نیومد باید دوباره بنویسم شما نگفتی من بیچاره کت و شلوار سفید پوشیده بودم و با سیه زلفان شاه پسر رنگش تبدیل به گوره خری شد شما نگفتی از غرب تهران تا شمال شرق تهران رفتیم که ... تومن پول بدیم که بچه راحت باشه و البته خودمان هم ولی همون بهتر که نگی چون اون احساس دوباره داره میاد سراغغغم .... قرصای من کو ؟

لاله مامان آندیا

[نیشخند] اولا مرسی که سر زدی.از آشناییتون خوشحال شدم.عکس های پسری رو نمی ذارین ببینیم؟کلی خندیدم.این اتفاق برا همه مامان و باباها می افته.

لاله مامان آندیا

راستی من نتونستم آرشیوتون رو ببینم،نمی دونم مشکل چیه.فقط تا پست "گازی از پوشک" رو تونستم ببینم.لینکتون هم کردم.

محبوبه

ای جانم من بودم که قلب درد گرفته بودم[زبان]

منیر

سلام خوشحالم با شما آشنا شدم . برای شما خوشبختی ارزو می کنم و برای پسر کوچولوی گلت سلامتی.

سودابه

سلام. حالا چه مدلی زد؟نکنه از اون مدلهای مورددار سیخونکی زده باشه؟

مامانی چشم سبزه

گل بو د گل ترشد. موندم بزرگ بشه چی بشه

مامانی چشم سبزه

گل بو د گل ترشد. موندم بزرگ بشه چی بشه

خرچنگ نابغه

من بچه آدميزاد نداشتم كه بتونم در موردش اظهار نظر كنم ولي جك و جونور زياد داشتم و دارم !!! يادمه تا مدتها موهاي منو مامان محترم كوتاه مي كرد و چهار پنج سالگي پام به سلموني باز شد !!! بد نيست شما هم امتحان كني ببيني دست به قيچي ات چطوره !!! امير بابا هم مي تونه كمك كنه !! [نیشخند]

نغمه

به به چه پسرکم خرجی دارید!!!