واهمه از گرفتن ها

از سه تا گرفتن واهمه دارم :

1.از شیر گرفتن پسرم

 2. از پستونک گرفتن پسرم

3. از پوشک گرفتن پسرم

احساس می کنم از پس این سه کار نمی تونم بر بیام چون جناب خنگول بدجوری وابسته سه مورد فوق است.

در مورد از شیر گرفتن باید بگم دلم نمی یاد این کار و بکنم چون شاید این اتفاق برای یک بار در زندگی ام بیفته و شاید دیگر طفلی نخواهمداشت. وقتی اون شیره جونم می خورد از نگاه آرام بخشش لذت وصف ناپذیری را احساس می کنم و دوست ندارم این احساس را از دست بدم .انگار قسمتی از دنیای زیبای معصومیتت در جلوی چشمام به نمایش در می آید.

آخ آخ حرف از شیر دادن شد یاد موضوعی افتادمناراحت.دکتر خنگول ،پزشک کودکان در یکی از بیمارستانهای فرانسه است.

من و آقای همسری این دکتر را خیلی قبول داریم نه به این خاطر که در فرانسه است و کلاس داره و این حرفها .

مهمترین دلیل اینکه کودکم را از نوک پا تا سرش را هر سری بررسی می کند ، با تامل به تمام سوالاتت پاسخ می دهد، علم به روزی دارد، به آرامش مادر اهمیت بسیاری می دهد و احساس میکنی که پزشکی است که به روح و روان خودت و کودکت اهمیت می ده ، و وقتی از ایران که می رود ارتباطش را قطع نمی کند. به هر حال همه این ها را گفتم که به اینجا برسم وقتی پسرکم به دنیا اومد او شد دکترش. وی تاکید کرد اصلا نباید زودتر از سه ساعت به آقای پسری شیر بدهم . نگران

حال شما فکر کن در بیمارستان به من گفتند که هر یک ساعت به یک ساعت به پسرکم شیر بدهم .دکتر درباره علت این کار گفت :هنوز دستگاه گوارش کودک تکمیل نشده و توانایی هضم شیر پر کالری مادر را ندارد .

حالا شما فرض کنید که معده نوزادتان خالی اما هنوز شیر هضم نشده و شروع به گریه می کند در این شرایط شما نه تنها باید با گریه اوکنار بیایید بلکه باید به جنگ جمعی از مادران باتجربه بروید ازمامان چشم سبز نازننین خودم و مادر شوهر مهربانی و در و همسایه و بابابزرگ ها گرفته تا رهگذر تو خیابون و حتی مشتریان آرایشگاه ۵٠ نفره گریه

بعد هر کدام بر اساس تجربه خود که بهترین تجربه می دانند به شما از پیشنهاد گریپ میچر ،عرق نعنا ،چای نبات ،آبجوش ،شیر خلاصه بعضعی ها حتی به تریلت نان سنگک و آبگوشت هم می رسند . در اینجا شما بیشتر نقش بوق را بازی می کنید که از عاطفه مادری و مادری نه سر در می آورید و نه تجربه دارید چون بچه اولتان است.چی کار می کنید ؟کلافه

راستی  تهدید هم می شوید که تو مادر نیستی بگذار بچه بزرگ شود بهش می گیم که تو شیر خودت را ازش دریغ می کردی!!!!!!!!!!!!!گریه

و شما در حالی که به نوع طبابت دکتر فرانسوی شک می کنید به خود لعنت می فرستی و به سراغ جزوه ها و کتابهای نوزاد داری می روی و میبینی که با گفته های دکتر در یک راستا است حتی کتابی که روزگاری مادرت هم تو از روی آن بزرگ کرده به حفظ رعایت زمان شیر دهی ،تاکید کرده است .به سراغ دکتر زمان طفولیت خودت هم که می روی باز همان حرف های دکتر فرانسوی را می شنوی .

حالا در این جمع مادران همسن خودت با کودکان همسن طفلت را می بینی که به روش تو می خندد و می گویند بی خیال ما اولش رعایت کردیم بعد همه چی دادیمتعجب

حالا تنها شانسی که این وسط می آورید اینکه همسر محترم با شما همفکر و هم عقیده است و با شما در شنیدن این رگبار شماتت ها شریک می داند.لبخند

از یک طرف گریه های نوزاد از یک طرف عصبانیت مادرتان که تا حالا قبولتان داشت از یک طرف نگاه نفرت انگیز مادر بزرگ خودت و آقای همسری که تاکید دارند شما خامید و بی تجربه از یک طرف نگاه تمسخر آمیز بقیه آدم ها که می گند از روی کتاب نمی شه بچه بزرگ کرد و از یک طرف سماجت دکتر که این روش را باید دنبال کرد (حالا خستگی روحی و جسمی این قضیه هم بخورد فرق سر خودت و آقای همسری )باعث می شود روز به روز از مادر بودن کمتر لذت ببری و فقط به فکر اون سه ساعت باشی که چطوری بگذورنی تا وعده بعدی شیر دهی برسد.

خلاصه اینکه هر چه خنگول هم بزرگتر می شود دکتر تاکید می کند که فاصله شیر دادن را زیاد کن و به روزی ۵ تا ۶ بار برسون و باز ازجماعت نسوان می شنوی ؛که بچه هرچه بزرگتر می شود بیشتر به شیر خوردن نیاز دارد .این در حالی است که استدلال دکترت این است که در هر بار کودک بیشتر شیر می خورد .

خلاصه اینکه نقطه امید و دلگرم کننده این ماجرا در این است که آقا پسری ما در این مدت ٢٢ ماهی بیشتر از دو تا سه بار گریپ میپچر نخورد، دلدرد فقط یک شب داشت و کمترین گلاب به روتون داشت شاید به تعداد دفعات یک دست برسد شاید.

این در حالی بود که طفل جاری محترم تا سه سالگی گلاب به روتون را داشت و ریفلاکس گرفته بود. به قول آقای همسری تونستیم آب بندی کنیم سیستم گوارشی این کوچولو را . ولی همچون ماری پوست انداختیم.

باید بگم اگر به عقب برگردم و یا کودک دگری بدنیا بیاورم باز از همین روش استفاده می کنم فقط از از آقای دکتر باید بروم حلالیت بطلبم چون آدم زیادی مرده و زنده اش را مورد عنایت قرار می دادند و دنبال آدرسش برای چنین تجویزی بودند.

ولی عجب مبارزه ناجوانمردانه ای بود.

پیش مشاور که می رفتم حرف جالبی زد گفت:تجربه مادر بودن تجریه ای است که باید هرکس خودش بدست بیاورد چون شاید یک بار بیشتر نباشد. البته باید این هم بگم راهنمایی مادرها و مادر بزرگها در نگهداری نوزاد مهم و کارآمد هست اما  در همه مراحل خوشحالم کوتاه نیامدم

 پسرکم دوستت دارم و منو به خاطر اینکه مادر خوب و کاملی نیستم ببخش .

پی نوشت :این روش شیر دادن را به هیچ مادری پیشنهاد نمیکنم بلکه این فقط ماجرای من بود .هر کاری که می کنید به دکتر کودکتان بگید و دکتری را انتخاب کنید که به حرفهاش اعتماد داشته باشید نه اینکه زیاد باید در انتظار نوبتون در مطبش بنشنید.

/ 3 نظر / 22 بازدید
امیربابا

[تایید] تو مادر خوبی هستی

سودابه

آزاده جان با احترام به آقای همسر: تو مادر فوق العاده ای هستی.

بيدارباش

درود بر شما ميدانم كه شما مخاطب وبلاگ درخت اقاقي ها و سركار خانم طهماسبيان هستيد ، جشنواره برترين 100وبلاگ نويس بانوان ايران در حال برگزاريست ، لطفا به اين آدرس برويد و علاوه بر سركار خانم طهماسبيان كه مستحق اين انتخاب هستند ، به سركار خانم بهجتي نيز راي دهيد ، خانم طهماسبيان ايشانرا ميشناسند. آدرس برگزاري انتخابات : http://persianweblog.ir/Topblogs/Zanan.aspx و آدرس خانم بهجتي : http://www.nasrinbehjati.blogfa.com سپاس از لطفتان ............ بدرود. ضمناً به دوستان خود نيز بگوييد .... مهلت برگزاري اين انتخابات تا پايان بهمن ماه است ..... زياد وقت نداريم .